السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

972

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

و عجيلى گويد : « يكى از اهل علم گويد : دانش‌هاى اهل البيت بر تكرار و درس متوقّف نيست . . . » « 1 » دانش را جز ائمّه‌ى اطهار عليهم السلام به ارث نمىبرند آن دانش را جز ائمّه‌ى اطهار كه از اهل بيت مدينه هستند ، كسى از « مدينه » به ارث نمىبرد . و حديث « أنا مدينة العلم و علىّ بابها . » و دليل‌هاى ديگر ، به اين معنى دلالت دارند و به اين مطلب بزرگان اعلام و عارفان اهل سنّت تصريح كرده و در متن گفته‌هايشان آورده‌اند ، مانند قاضى شهاب‌الدّين در كتاب « هدايةالسعداء » و شيخ سعدالدّين حموى آن‌گونه كه در كتاب « ينابيع المودّة نوشته‌ى قندوزى » آمده است ، و قاضى ثناءاللَّه بانى بتى در پايان كتاب « سيف مسلول » . . . ( 17 ) با سخن قاضى ثناءاللَّه درباره‌ى اين حديث . قاضى ثناءاللَّه بانى بتى هر دو حديث : « من خانه‌ى حكمتم » و « من شهر دانشم » را بر دانش‌هاى باطنى حمل كرده است . . . متن گفته‌ى او در ذيل آيه « أفمن كان على بيّنة من ربّه و يتلوه شاهد منه » « 2 » چنين است : « گفته شد : شاهد ، علىّبن‌ابىطالب است . بغوى گفت : على گفت : مردى از قريش نيست جز اين كه آيه‌اى از قرآن درباره‌اش نازل شده است . مردى به او گفت : و درباره‌ى تو چه چيز نازل شد ؟ گفت : و يتلوه شاهد منه .

--> ( 1 ) . ذخيرةالمآل : دست‌نويس است . ( همان گفته‌هاى ابن‌صباغ را باحذف چند جمله آورده است . ) ( 2 ) . هود / 17 .